|
ساحل رویا
دل نوشته
۱۳ شهريور ۱۳۸۹ :: ۰۲:۱۷:۱۵ :: نويسنده :
navid
وای خدای من چقدر وحشتناک بود بعد از کلی درس خوندن امروز رفتم سر جلسه امتحان بر خلاف امتحانات دیگه از همون سوال اول قاطی کردم حسابی اونقدر سوالش سخت و پیچیده بود که ضربه فنی شدم با خودم گفتم باشه از آخر اینو جواب میدم رفتم سراغ بعدی چشمام سیاهی رفت اصلا باورم نمیشد بعد از این همه خوندن وضعم اینطوری باشه سوال سوم و چها رم و همینطور یکی یکی رفتم جلو خیلی سوالات به شکل وحشتناکی بد طراحی شده بودن حاضرم شرط ببندم اگه همین سوالات رو به خود طراح بیسواد ش هم میدادن توش گیر میکرد چند تا سوال دیگه که رفتم جلو و با هر بدبختی که بود پاسخی درست رو برای سوالات اولیه پیدا کرده بودم چشمتون روز بد نبینه چند تا سوالی جلو چشام رژه میرفتن که اصلا با معلومات من و محتویات کتاب همخوانی نداشتن فقط میخواستم بشینم و گریه کنم این طراح بی مسئولیت و خدازده اونقدر نفهمیده بود که سوالات باید از جایی طرح بشه که در دستور کلاس و آئین نامه آموزشی دانشگاه اومده نه این که با سلیقه آقا از هر جا دلش خواست سوال بده خلاصه حاصل زحمات چند روزه و وقت و انرژی ما به همین کشککی باد هوا شد و رفت و فقط اعصاب خوردش و ناراحتی و اعتراضش برای ما موند . خب اینم شرح واقعه امتحان قواعد فقه من . واقعا چرا وقتی به بعضیا مسئولیتی داده میشه میخوان اظهار فضل کنن و بگن که یه چیزی حالیشونه ؟ ولی درست نتیجه عکس میگیرن تو ماه روزه گرمای هوا و درسهای سخت و خود خوان که بدون هیچ کلاسی باید ازمون داد واقعا نباید یک طراح سوال همه این مسائل رو در نظر بگیره ؟ ۱۳ شهريور ۱۳۸۹ :: ۰۳:۴۱:۴۲ :: نويسنده :
navid
با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدمیا من خبر ندارم یا او نشان نداردسلام در یکی دیگه از سحر های ماه زیبای خدا در حالی که مشغول آماده کردن سحری هستم (میرزا قاسمی) این مطالب رو مینویسم راستش خیلی دلم گرفته آخه چند روزه دیگه بیشتر از این ماه خیر و برکت نمونده و تا نگاه میکنم میبینم چه قدر زود مثل برق و باد 24 روز گذشت و من هنوز هیچ کاری نکردم دیگه اگه تو رمضان تغییر نکنم پس کی میتونم بهتر باشم؟خدایا نپسند که ماه مهمانی تو تموم بشه و من از خوان نعمتهای بیکران تو بی بهره و دست خالی برگردم .درباره وبلاگ آرشیو موضوعی آرشیو ارسال ها پيوندها |
|